خرید بک لینک
همه چی خیلی خیلی یهویی و سریع اتفاق افتادجوری شوکه شده بودم که از شدت عصبانیتم نمیدونستم باید گریه کنم یا داد بزنمداشتم التماسش میکردمتو بد شرایطی گیر کرده بودمنمیدونمچرا دوباره سراغ تو اومدم و شمارت

برچسب: نویسنده: ساحل قاسمی تاريخ: جمعه 13 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:04

جالبه عکس پروفایلت مالِ منه ، اسم آی دی من مالِ تو :|پ.ن : تاحالا حواست بوده به این اتفاق؟؟!!!*** امروز وقتی وبلاگمو باز کردم فقط یه کامنت داشتم.اونم از طرف اولین و تنهاترین خواننده ی وفادار وبلاگم بو

برچسب: نویسنده: ساحل قاسمی تاريخ: جمعه 13 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:04

نشد که بشه...

اونجوری که ما خواستیم نشد

همیشه همه چی اونجوری نمیشه که تو میخوای....

پ.ن : این بغض لعنتی داره خفه ام میکنه ...

برچسب: نویسنده: ساحل قاسمی تاريخ: جمعه 13 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:04

این شهر جای تو نبود.تو از جنس آدمای اینجا نبودی.فکرشم نمیکردم بتونم یه روزی همه ی اتفاقای تلخ این ۲ سال رو فراموش کنم.نمیدونم.شایدم هیچوقت فراموشم نشه.ولی...بعض بدی داره خفم میکنه...وقتی بغلم کرده بود

برچسب: نویسنده: ساحل قاسمی تاريخ: جمعه 13 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:04

روزهای سخت تنهایی بدجوری دارن سراغمو میگیرن...

بوی تلخ دلتنگی ...

:(((

پ.ن: کاش میشد این قسمت از زندگیم هر چه زودتر تموم میشد...

برچسب: نویسنده: ساحل قاسمی تاريخ: جمعه 13 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:04

آدم دیگه تو وبلاگ خودش هم راحت نیست :|

والا دیگه نمیدونم کجا بنویسم که کسی کاری به کارم نداشته باشه...

برچسب: نویسنده: ساحل قاسمی تاريخ: جمعه 13 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:04

قطعا یه دلیلی داره که تا الان بیدارم و نمیتونم بخوابم :(

برچسب: نویسنده: ساحل قاسمی تاريخ: جمعه 13 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:04

صفحه بندی